تاریخ موسیقی دوره باروک - بخش سوم - نویسنده،گوینده،آموزگار:رابعه رضوی علوی


تاریخ موسیقی دوره باروک - قسمت سوم 
نویسنده ، آموزگار ، گوینده ، تلخیص و گردآوری : اینجانب - رابعه رضوی علوی (عسل)
سال 2017 میلادی ، 1395 خورشیدی ، ایران ، تهران
درود بر یاران.
در راستای درسهای که در نسخه شنیداری وبلاگ وکالیست سوپرانو به گویندگی و آموزش من ، شنیده اید و در آرشیو بهار و تابستان 1395 یکتا کانال رسمی تلگرام من ، موجود برای شنیدن دگربار شماست ، بخش نوشتاری همان آموزشها را کنون در فصل باروک موسیقی جهان با نوشتار دگری ادامه می دهیم.
 موضوع درس امروز ، "فوگ "  در دوره باروک است.
 فوگ:  فرمی باروکی بوده که برای گروهی از سازها یا یک ساز ، و گروه های آوازی ، به گونه پلی فونیک و بر پایه تم  اصلی یا سوژه ، نوشته شده است و در آن خطوط صدایی در کار "تقلید خطوط ملودیک " سوژه ، از بخش صدایی بم در ساز یا آواز تا بخش صدایی سوپرانو در آواز یا ساز است. هر چهار خط صدایی اصلی ( گاه حتی تا پنج خط) در این بافت ، یافت می شود. یعنی هم سوپرانو و هم آلتو در بخش آوازی بانوان و هم تنور و باس در بخش آوازی مردان ، سوژه فوگ را خوانده و تقلید می کنند. گرچه در گذار این سوژه میان خطوط صدایی گوناگون ، گاه دگرگونی تنالیته یا افزودن بر ساختار ایده ها چه در ملودی و چه در ریتم ، به روشنی به گوش می رسد. تقلید سوژه گاه ، در عین ثبات کلیت آن ، در جزئیاتی که هر بخش صدایی می خوانند با دگرگونی هایی همراه است . اگر در راندها ، همین چیدمان چندخط صدایی اصلی را می بینیم در مقابل در فوگ ،" تقلید سوژه"، تمام عیار نیست  و تا ابد هم امتداد نمی یابد . در حقیقت آزادی عمل در فوگ به مراتب فزونتر است تا آنجا که می بینیم ، ابتدا تقلید سوژه آغاز می شود اما در ادامه با نقطه چین هایی ، این اختیار برای خواننده سوپرانو ،آلتو و تنور و باس ، وجود دارد که ادامه راه را خود چنانکه خطوط ملودیک مربوط به هر بخش صدایی ، بیان داشته ، ادامه دهد . تفاوت مهم تر "راند " و "فوگ " ، آن باشد که راند ، در هر بخش صدایی درست همان نتهایی را در سطوح بم تر یا زیرتر ، در آغاز ارائه می کند که بخشهای دیگر هم خوانده اند ،اما در فوگ ، این ارائه سوژه  در ابتدا در دو گام متفاوت از دیگری ، صورت می گیرد و در وهله نخست ، بر پایه آوایینه و تنالیته یا همان گام تونیک و نتهایش است تا هنگامی که خط دوم وارد می شود و به اجرای همین سوژه  در گام نمایان (یا دومینانت) دست می یازد.دومینانت که درجه پنجم گام اولیه است ، پاسخی موسیقایی برای خط نخست است . اگر دو - ر - می خط اول باشد ، خط دوم ، نتهای فاصله پنجم درست از همین 3 نت را می خواند که به ترتیب سل - لا - سی هستند . همرهی سوژه در یک خط با ایده های ملودیکی که در خطوط دگر اجرا شده و "کنتر سوژه " نام می گیرد ، گاهی بم تر و گاه زیرتر از سوژه ارائه می شود .
آن دم که از آغاز می گذریم ، نوبت دیگر خطوط است که همان سوژه را البته با آزادی عمل فزونتر ، در تعداد بازگشت ها و شیوه بیان آن در میان خطوط و نوع تنالیته ، ارائه کنند . اما در اثنای ارائه سوژه هاست که "اپیزودها"، رخ می نمایند. اصولا کار اپیزود این است که  در میان اجرای سوژه ها ، عناصر ملودیک نوینی را بیان دارد که بخشهایی از سوژه یا حتی کنترسوژه را نیز در خود جای داده است.
روندهای اصلی در فوگ عبارتند از :
1- استرتو : که عبارت از تقلید سوژه پیش از ارائه کامل آن است. 
2- نت پدال ( ارگ) : نت یکسان و ثابت مانده در بخش باس در شرایطی که خطوط دگر در کار نمایان ساختن هارمونی های دل انگیز و تغییر یابنده  برابر این نت ثابت (پدال ) هستند . این که چرا به آن ، نت ارگ می گویند برخاسته از آثار نوشته شده برای ساز ارگ است که در آن با پدالها ، صداهایی بم وگاه ممتد ، نواخته می شد.
"سوژه فوگ " با روشهایی قابل دگرگونی است :
   وارونه :  این سوژه ای است که وارونه ارائه شده است . اتفاقی که در وارونه شدن رخ می دهد این است که اگر گام بالارونده باشد ، در وارونه آن ، پایین رونده می شود و فاصله نتها دقیقا برابر اما برخلاف جهت سوژه نخستین است. 
   
رتروگراد  : یا حرکت واپس  گرایانه ای که آغازش ، واپسین نت سوژه اولیه بوده ، و به سمت نخستین نت ،باز می گردد یا عقب گرد می کند.
 
 
 افزایش : اینجا به مفهوم افزودن بر مدت زمان اجرای یک نت از راه تبدیل تندایش از کشش زمانی اندک تر به افزون تر تا حداقل دو یا چهار برابر کشش اولیه سوژه است.
( توجه داشته باشید این موضوع را مرتبط با فواصل افزوده ندانیم )
یا کاهش ، که درست برخلاف روش افزایش ، مدت زمان اجرای نت را از کشش اولیه اش ، اندک تر  می سازد ، این کاستن تا 1/2 یا 1/4 کشش نخستین است.
فوگ اصولا اثری پیوسته دانسته می شود که کمتر از ثبات خویش ، دور می شود . فوگ ، فرمی مستقل است که می تواند به شکل اثری کامل شنیده شود یا آنکه ، موومانی از اثری دگر باشد که فوگ را در خود جای داده است.
 " پرلود "، مقدمه فوگ است که در ابتدا ، پیش از فوگ اصلی ، اجرا می شود و خود قطعه کوتاه و مستقلی به شمار می آید . 
 
اصولا فوگ ساختن، یکی از اصلی ترین مهارتهای باروکی است و جز با فراگیری کامل دانش کنترپوان و نحوه ارائه سوژه در اشکال متفاوت کنترپوان نویسی ، ممکن نبود . از
این رو معیار سنجش آهنگسازان بی بدیل این دوره می شود.
فراگیری فوگ در قرون پسین نیز همین وضعیت را داشته است و نماد کاملی از مهارت و
چیره دستی آهنگسازان سازنده "فوگ " فنی و علمی ، به شمار می آمد .

نمونه فوگ را " فوگ برای ارگ اثر یوهان سباستین باخ " ( فوگ کوچک - 1709) دانسته اند که در "سل مینور " ساخته می شود .هر چهار خط صدایی به نوبت ، سوژه را ارائه می کنند که از زیرترین تا بم ترین صدا ، جملگی ، بیان می شود. خط باس با ساز ارگ و پدالهایش ، نواخته شده و سوژه بس شتابان ، در طول ارائه خطوط ملودی ، پیش می رود. از کشش بیشتر نتها ( با ضرباهنگ سیاه در ابتدای اثر ) به کشش اندکتر نتها
( چنگ و دولاچنگ ) ره می سپرد.
در کلید سل در 5 خط بالاتر (  نشانه های : سی بمل ، می بمل ) 4/4 : سل سیاه - ر اکتاو سیاه - سی سیاه نقطه دار - لا چنگ در میزان نخست 
سل - سی - لا - سل چنگ   و فا دیز - لا چنگ - ر سیاه در میزان دوم ، سل - ر - لا - ر چنگ در  کنار نتهای سی چنگ ، لا و سل دولاچنگ ، به همراه لا و ر چنگ در میزان سوم ، سل چنگ - ر و سل دولاچنگ در کنار لاچنگ - ر و لا دولاچنگ ، سی چنگ و لا و سل دولاچنگ و لا- ر - ر اکتاو - دو اکتاو ، دولاچنگ ، و سکوت گرد در کلید سل برای پنج خط پایین تر، سوژه فوگ باخ را ارائه می کنند .
آنگاه بخش کنترسوژه با این نتها در کلید سل( نشانه های : سی بمل و می بمل) 4/4  نواخته می شود : سی- لا- سل -سی دولاچنگ ، لا- سل - فا دیز - لا دولاچنگ ، سل - ر- سل - لا دولاچنگ ، سی - دو -  ر - می بکار دولاچنگ در میزان نخست کنترسوژه  ، فا - می بکار - ر - فا اکتاو دولاچنگ ، در کنار می - ر - دو دیز - می دولاچنگ ،  ر - لا - ر اکتاو - می اکتاو چنگ ، و در میزان دوم نتهای ، فا - سل - فا - سل دولاچنگ ، و تریل نتهای  سل اکتاو چنگ نقطه دار ، فا - سل اکتاو سه لاچنگ ، لا اکتاو - سل اکتاو - لا اکتاو - سی اکتاو دولاچنگ ، لا - سل - فا اکتاو - می بکار اکتاو دولاچنگ در خط بالایی با کلید سل    
سکوت گرد در میزان نخست پنج خط پایینی در کلید سل و نتهای ر سیاه - لا سیاه - فا سیاه نقطه دار - می بکار چنگ در میزان دوم که  در این خط دوم صدایی ، سوژه را اجرا می کند و آنگاه نتهای  ر - فا - می بکار - ر چنگ که در کنار نتهای دودیز چنگ و می چنگ و لا سیاه در میزان سوم ، نواخته می شوند .
آنگاه در ادامه برای خط بالایی در کلید سل (با نشانه های سی بمل و می بمل ) 4/4 ، در میزان نخست ، نتهای فا - لا - سل - لا دولاچنگ ، دو دیز اکتاو - لا اکتاو - سل اکتاو - لا اکتاو دولاچنگ ، ر اکتاو - لا اکتاو - سل اکتاو - لا اکتاو دولاچنگ ، در میزان نخست ، و در میزان دوم ، نتهای فا اکتاو ، ر اکتاو - دو دیز اکتاو - ر اکتاو دولاچنگ و سل اکتاو - ر اکتاو - دو اکتاو - ر اکتاو دولاچنگ ،  و نیز لا اکتاو - ر اکتاو - دو اکتاو - ر اکتاو دولاچنگ ، در کنار سل  اکتاو - ر اکتاو - دو اکتاو - ر اکتاو دولاچنگ و آنگاه نتهای لا چنگ - فا اکتاو چنگ - سل چنگ - می بکار اکتاو چنگ  و فا چنگ در میزان سوم می رسد.
برای 5 خط پایینی در کلید سل با نشانه های سی بمل و می بمل  4/4 این نتها به چشم می خورند : ر - لا- می بکار - لا  در اکتاو پایین بر روی خطوط اضافه زیر حامل ، همگی چنگ در کنار فا چنگ ، می - ر دولاچنگ ، می - لا اکتاو پایین چنگ در میزان نخست و نتهای ر چنگ ،  لا  اکتاو پایین - ر دولاچنگ ،  می بکار چنگ - لا - می دولاچنگ
فا  چنگ - می دولاچنگ - ر دولاچنگ  و می دولاچنگ - لا اکتاو پایین دولاچنگ - لا دولاچنگ - سل دولاچنگ در میزان دوم و آنگاه نتهای فا - می بکار - ر - فا دولاچنگ در کنار می - ر - دو دیز - می دولاچنگ  و  ر دولاچنگ در میزان سوم بیان می شود.
سوژه ، با کنترسوژه ای شتابان تر همره می گردد ، به این سان ارائه می شود که اپیزودها در هر قسمت  با آن،هر دفعه تا بار پنجم نمایانده می شوند . اپیزود اول ، در خط ملودی بیانگر بخشهایی از کنترسوژه نیز هست . سکانس های اپیزود پایین رونده ، با خطوط دگر ، بم تر ، مکرر می شود . تباین و تضاد را با ارائه سوژه مینور ، در تنالیته ماژور در قسمت پایانی می بینیم . سوژه مینور را باس با قدرت تمام با پدالهای ارگ می نوازد . این فوگ مینور سرانجام پایان باشکوهی در ماژور دارد  . روشی که از این دوره ، به بعد متداول می شود .
نتهای کلید سل با نشانه های سی بمل و می بمل : فا سفید اکتاو در بالا ، و سکوت چنگ زیر آن ، در کنار لا- ر اکتاو - دو اکتاو چنگ در کنار سکوت چنگ در بالا و سی سفید ، ر اکتاو - سل اکتاو - فا اکتاو چنگ در بالا است . نت سی سفید در میزان نخست به سی چنگ در میزان دوم با یک خط اتحاد ، پیوسته می شود تا در بخش بالایی میزان دوم نت می بمل سفید اکتاو و در بخش پایینی چنان که گفته شد نت سی چنگ ، سل چنگ ، دو اکتاو چنگ ، سی چنگ را با نتهای می بمل چنگ با خط اتحاد به می بمل اکتاو پیشین پیوسته شده   و دو اکتاو چنگ  - فا اکتاو چنگ - می اکتاو چنگ در بخش بالایی و لا سفید در بخش پایینی همین میزان در کلید سل ، همراه سازد تا به میزان سوم یا نت ر سیاه اکتاو در بالا و لا سیاه در بخش پایین تر رسد که خود با خط اتحاد به نت لا از میزان پیشین که لا سفید است ، پیوسته باشد.
برای همین اپیزود در کلید فای خط چهارم و نشانه های سی بمل و می بمل چنین نتهایی خواهیم داشت .
ر - دو بکار - ر - می بکار دولاچنگ   و ر - دو - سی - لا دولاچنگ و سل - فا - سل - لا دولاچنگ  و سل - فا - می بمل - ر دولاچنگ در میزان نخست و نتهای دو - سی - دو - ر دولاچنگ ، دو - سی - لا - سل دولاچنگ ، فا - می - فا - سل دولاچنگ ، فا - می - ر - دو دولاچنگ ، در میزان دوم ، سی دولاچنگ ، سی دولاچنگ  - دو دولاچنگ ، ر دولاچنگ در کلید فای خط چهارم در میزان سوم است.
اینجا "سوژه" را خط سوپرانو در بخش الف در تنالیته مینور اجرا می کند و بخش ب را گروه صدایی آلتو ، اجرا می کند که  همانا عبارت از کنترسوژه ای است که نتهای بخش سوپرانو را شتابان تر می سازد . در خط سوم و بخش سی ، قسمت تنور ، سوژه را اجرا و کنترسوژه در بالای آن اجرا شده که به بخش صدایی باس می رسد تا نوازنده ، سوژه را با پدالها نواخته و کنترسوژه را تنور ارائه کند. و در بخش ای ، اپیزود و کادانس پایین رونده به بخش دوم ره می گشاید که تنور ، سوژه آ را آغاز می کند و سوپرانو ، ادامه اش می دهد تا با نواهای ممتد باس همنوا شده تا به بخش بی و اپیزود کوتاهترش رسد که بس شتابان با سکانس پایین رونده ای به قسمت سوم می رسد که سوژه را آلتو ، اجرا می کند که تنالیته اجراییش ، ماژور بوده و کنترسوژه ، در سوپرانو ، امتداد می یابد. آنگاه بخش بی را به شکل اپیزود در تنالیته ماژور ، با پرشهای رو به بالا ، شتابان، به قسمت سی می رساند که سوژه را دوباره باس با پدال، می نوازد و اینجا نیز تنالیته کماکان ماژور است در کنار کنترسوژه ها و تریل هابی بلند بالاتر به گوش می رسد تا سرانجام ، در بخش دی ، اپیزود بلندی این سکانس پایین رونده را از ماژور ، شروع می کند تا به مینور ، رسد و پایانش بخشد.
در بخش چهارم ، سوپرانو قسمت آ را به شکل سوژه در تنالیته مینور ، اجرا می کند تا کنترسوژه را پایین تر ارائه کند .
بخش بی با اپیزودی بسیار بلند و نتهای شتابان و پایین رونده در سکانس ، و آنگاه سکانس های بالارونده ، به صداهای کشیده و زیر تا بخش سی امتداد می یابند که در آن سوژه را بخش باس با پدال نواخته ، خط سوپرانو ، کنتر سوژه را اجرا کرده و پایان بندی باشکوه فوگ باخ را با آکوردی بزرگ( ماژور)، رقم می زند.
در نوشتار آینده ، "مبانی اپرا  در دوره باروک " را ،بررسی خواهم کرد.
نسخه شنیداری آموزشهای این وبلاگ از نخست تا اکنون را می توانید در آرشیو بهار و تابستان 1395 خورشیدی کانال رسمی تلگرام من بیابید.
نشانی تلگرام اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل ) ، نویسنده و گوینده و آموزگار این آموزشها :
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@
 

مشخصات

  • منبع: http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir/post/38
  • کلمات کلیدی: اکتاو ,دولاچنگ ,سوژه ,میزان ,نتهای ,ارائه ,اکتاو دولاچنگ ,میزان نخست ,پایین رونده ,ارائه سوژه ,تقلید سوژه ,سکانس پایین رونده
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها