my vocalist soprano archive - 2012 to 2013 - original author :me - rabeah razavi

هاست مخصوص بلاگ ریدر

کادانس فریبنده - بخش نخست
نویسنده : رابعه رضوی 
Rabeah Razavi 
ساعت ٧:۱۱
 روز ۱٩ فروردین ۱۳٩۱
درود بر یاران .
درادامه مبحث کادانس ها اینک تلاش می کنیم آکورد 5 را به 1 بازگردانیم.این بار آکورد درجه اول گام موردنظر را در ابتدای میزان واپسین می نگاریم 
کادانس " interupteb cad Deceptive cad " 
فرض بر این است که قطعه را با "یک کادانس  کامل" پایان داده ایم .
برای نمونه :  
در  میزان پایانی نیاز داریم مکانیزمی هارمونیک و خوش آوا را بیابیم که گرچه مفهوم پایان ندارد اما می تواند این اندیشه موزیکال را ایجاد کند .
 وصل آکوردهای 4 و 5 و سپس به 6 نمونه خوبی است : 
 
IV  ----V -----VI  
اختلاف شدیدی میان آنچه در ذهن داریم  که پیش بینی وصل 5 به 1 باشد با آنچه روی می دهد وجود دارد و اینجا ناگهان وصل 5 و 6 رخ می دهد .
 بدانیم  که خصوصیت درونی این آکورد ؛ پویایی بسیار آن است و رخوت  و سکون آکورد درجه هشتم  را در جمله بندی ندارد 
در نگاشت دیگری، افزونتر مفهوم  کادانس فریبنده  را مورد بررسی قرار می دهیم .
************************************************************************
پایان باب مبانی هارمونی وبلاگ وکالیست سوپرانو
نویسنده : رابعه رضوی
 Rabeah Razavi 
 ساعت ۱٠:۱۳ 
 روز ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۱
کلید واژه ها :کادانس پلاگال، وبلاگ وکالیست سوپرانو، پایان مبانی هارمونی  
در نگاشته پیشین از ویژگی ادامه دهنده کادانس فریبنده سخن گفتیم و آنکه ادامه قطعه برخلاف آنچه تصور می شود می شنویم.
اما  گونه ای دگر از کادانس ، همانا پلاگال  نام دارد. 
در این پایان بندی وصل آکوردهای 4 به 5 به 1 از آکورد 1 به 4 و 1 می رسد که آکورد درجه چهارم معمولا در شمایل معکوس دوم ترسیم می شود .
نمای کلی این کادانس را در این اتصال می بینیم
IV -V -I  ------  I-IV-I
با ذکر این توضیح که ما تنها اقسام کادانس را در نگاشته های پیشین برشمردیم و به دلیل رعایت امانت و احترام به نگارندگان و اساتید هنر موسیقی ، بررسی و مطالعه کامل دانش هارمونی را به آثار و کتابهای ارزشمندی که در این زمینه موجود می باشد ارجاع می کنیم .
با این نگاشته باب مبانی هارمونی  را پایان می دهیم . سپاس از آنکه مباحث وبلاگ را تا پایان باب مبانی هارمونی همراه بوده اید .
************************************************************************
دیباچه باب ششم : آواشناسی در موسیقی 
 نخست : تاکت ها / گردانش تنداها 
نویسنده : رابعه رضوی 
Rabeah Razavi 
 ساعت ٧:٠۸
 روز ٢ تیر ۱۳٩۱
گردانش تنداها، سینکوپ، تاکت های پیچیده، اسفورتساندو ، sfz کلید واژه ها  :
 
درود بر یاران  .
 در این نگاشته و نگاشته های پسین؛  به "آموزه های سودمندی برای نکوتر خواندن و نواختن" خواهیم نگریست 
                                                      ***
یکم - فورم
در زبان موسیقی ، فورم ، نمایه ملودی را می سازد . 
 برای نام نهادن بر آن از میان واژه های موسیقی , از واژه  Tone بهره می گیریم .  
 تندا های ما نیز مفاهیم "وزن , ریتمیک و متریک " را در بر می گیرد .
آکتسنت : Akzent
  در تاکت ها برای ما نماد آوا های زیبا اما نامنظم است که  "یکپارچگی نا همگون " نامیده می شوند.
اما اگر این تاکت ها - که برابر سیلاب سنگین و سبک در اشعارهستند، یکپارچگی همگون " داشته باشند ؛ آنگاه " تاکت تقسیم شده" است .
 
*برداشت برخی نکات از کتاب :
{اصول هارمونی و پولیفونی - انتشارات پارت- حمید زاهدی - ص 58}
                                                  ***
تاکت آجرهای یک دیوار موسیقایی هستند . 
یاران ، نیک می دانند که هنگام خوانش هجاها در یک اثر کلاسیک ، به همان اندازه درست خواندن و شناسایی نتها بر روی خطوط میزان ، "درست ادا کردن " واژه ها نیز از اهمیت بسیار ؛ برخوردار است . 
بنابراین تقطیع هجایی همانند آنچه در  شناسه های ادبی - عروض و قافیه - به کار گرفته می شود ، درخطوط میزان موسیقایی هم وجود دارد . 
برای نمونه : 
میزان با تاکت های همگون 
 4/4 
 لا  سیاه  دو  سیاه  سی  سیاه    لا   سیاه 
 U - U - 
 
میزان با تاکت های نا همگون
4/4 
(U) دو  سفید (- )  سی - سیاه ( U)  دو  - سیاه
 U  - U
و از ترکیب این دو میزان می توان تاکت های پیچیده ساخت . و بدین سان با نماد های 
U  , - , = 
  .نشان داد . که به ترتیب تاکت بسیار سنگین و سنگین و سبک را می سازند
اگر از تئوری موسیقی به یاد داشته باشیم تاکت هایی هستند که تنها برای تغییر به کار می روند و از آنها به سینکوپ تاکت تغییر دهنده یاد می شود . 
. (از2/4 به 4/4 یا 3/4 )
نکته :  
SFZ
 یا "اسفورتساندو "در سیلابهای سنگین درست شبیه سینکوپ است وتنها برای "گردانش تنداها "است . 
در نگاشته پسین به دینامیک آوایی و نقشی که در خوانش و اجرا دارند خواهیم پرداخت . 
********************************************************

dynamik
نقش داینامیک ها در موسیقی آوازی 
نویسنده : رابعه رضوی
 Rabeah Razavi 
 ساعت ٧:۵٧
روز ٢٩ تیر ۱۳٩۱
 کلید واژه ها : 
ترانس دینامیک، اوبرگانگس دینامیک، گراچیله، پوکوفورت
 
درود بر یاران . 
در نگاشت پیشین از تاکت ها گفتیم و این که در تاکت های مستقیم برای نمونه می تواند به این گونه یک خط میزان  بسازد :  
- U -U-U-U
که در تاکت هایی که مستقیم نیست این چینش را به این نمایه می گرداند .
-UU -UU-UU-UU-UU-UU
 می توان تاکت های مستقیم و ناقص را به یکدیگر پیوست و یک تاکت کامل ساخت .
=U-U=U-U
اکنون می توان دینامیک را به این میزان افزود و از دو گونه آن به نیکویی بهره جست . 
نخست : ترانس دینامیک ناگهان ازآوایینه بیشینه به آوایینه کمینه بازگردیم.
TONE
دیگر :اوبرگانگس دینامیک که در آن آوایینه به نرمی به سوی بیشینه یا کمینه ،گردانش کند . 
این همان فورته سیمو  ff و تولاسفورتسا، فورته
ویواچه  در بخش قوی دینامیک
 منوفورته  در بخش نیمه قوی  متسوفورته   mf 
پیانو سیمو   pp،پیانو   p و دولچیسیمو در بخش ضعیف است.
چند داینامیک دیگر هم هست که به این گروه می توان افزود : 
 Leno , Gracile , dolce
 نکته :
فورته پیانو ، داینامیکی است که شباهت بسیاری با یک داینامیک دیگر به نام  پوکوفورته ، دارد .
 اختلاف این دو در این است که اولی یعنی فورته پیانو ، چنان که می دانید، قوی و ضعیف  را معناگر است و دومی یا پوکوفورته ، به معنای اندکی قوی است .
در نگاشته پسین افزونتر از ترکیب داینامیک و تاکت ها در یک پارتیتور خواهیم گفت .
عریضه منفصل : 
اگر این سراچه مجازی هنوز پابرجاست از این روست که در پی نام و نشان نبوده است و خوشنود است در هیچ سمت و سویی از او نام برده نمی شود .
 از" اولین های نو ظهور "می خواهیم که به جای افزودن بر نام و نشان خویش ، اندکی حرمت استادان پیشین  که در دهه های ششم یا هفتم عمر خویش به سر می برند  را رعایت کنند و بیهوده عنوانهایی چون  نخستین و اولین ، بر خویش ننهند که اگر اکنون نامی از موسیقی  برجای مانده است ،جملگی دستاورد اساتید بزرگواری است که سالها پیش از من و شمای 20 یا 30 ساله زیسته اند و برماست که آنان را  بیش از خویش گرامی بداریم و بیهوده از نام آنان نردبان موفقیت نسازیم.
باشد که چنین باشیم .
**************************************************************
دینامیک فورته سیمو 
 نقش دینامیک در یک ساز ( ویلون )
نویسنده : رابعه رضوی 
Rabeah Razavi
 ساعت ۸:۳۳ 
روز ٢٩ امرداد ۱۳٩۱
diminuendo، perdendosi، diluendo، col lengo
 
درود  بر یاران .  
 در نگاشته پیشین در باب دینامیک ها گفتیم  . 
 انسان هم می تواند تا "بیشینه قدرت آوای خویش" آواز بخواند . 
همان گونه که زمین می تواند تا "اوج فرکانس امواج درونی" خویش حرکت کند . 
آوای انسان هم در علم فیزیک یک حرکت یا یک دینامیسم ، است .آوای ساز نیز چنین است . برای نمونه برای بازگرداندن موسیقی از حالت " فورته سیمو " به " پیانو " از چند واژه بهره می گیریم 
 Diminuendo :بازگشت از قوی به ضعیف و Perdendosi :قوی و کم کم گمشده
 Diluendo : خاموش شده .
از دیگر کلمات کاربردی داینامیک در سازها می توان به:
 صدا خفه کن که معمولا برای ساز ویلون به کار می رود  و بر روی خرک قرار می گیرد  و مقابل آن یعنی سنزا - سوردینو : یعنی بدون صدا خفه کن ، اشاره کرد .   
con sordino
 sul ponticello   سول پونتی چلو و  زولا تاستیرا sulla tasteria" نام برد که دومی به معنای " چهچهه بلبلان " است و به آوای  ویلون در پوزیشن  یا ویولون گفته می شود .

col lengo 
 آوای خشونت بار برخاسته از اصطحکاک چوب آرشه روی سیم های ویلون است .
 سکوت ، هم از اقسام داینامیک هاست که  اقسام آن را به روشنی می شناسم و نیازی به تکرار آن نمی بینم 
اما این میانه  نقش " احساس " هنرمند در خوانش و نواختن نادیده انگاشته شده است 
احساس :  agogik 
 . نقطه آغاز  آزادی هنرمند در اجراست 
( c)
* . اصطلاحات" دینامیک " برگرفته از کتاب مبانی هارمونی , هوموفومی و پولیفونی -  حمید زاهدی "
************************************************************************
حس در موسیقی - چالشها و نگرشها - نگاشته نخست
نویسنده : رابعه رضوی 
Rabeah Razavi 
 ساعت ۸:٠٧ ‎
 روز ٢٩ شهریور ۱۳٩۱
کلید واژه ها : احساس نوازنده، دیاتونیک و کروماتیک، قواعد انعطاف ناپذیر
 
درود بر یاران  .
در نگاشته های پیشین به گونه هایی از " داینامیک " در موسیقی رهنمون شدیم و اکنون زمان آن است که چنانچه این ویژگیها را به درستی در نواختن یا خوانش رعایت کردیم به پلکان تازه تری گام نهیم و آن  احساس  یا آگوگیک ، است . 
گاه هنگام نواختن یا خوانش تمامی روشهای ممکن برای درست خواندن وجود دارد . اما نیرویی خوانشگر یا نوازنده را وادار می کند فروتر یا فراتر از آنچه بر پارتیتور نقش بسته را اجرا کند .
این شیوه که تنها برای موسیقی دانان بسیار "مجرب " و بیشتر در اجرای زنده کاربرد دارد شامل : 
دگرگونی در نتهای آراینده ( زینت ) ، دگرگونی تندا ( ضرب ) در نواختن "مدلاسیون " است و در چنین شرایطی است که حس بر قانون موسیقی ، چیره می شود و ناگهان  مترنوم ، به گونه ای دگر ضربها را درک می کند. 
از ضربهای تکرار شونده می گذرد و به نمود تازه ای از ضربها می رسد که تنها و تنها از احساس نوازنده یا خوانشگر سرچشمه گرفته است که به آن آگوگیگ می گوییم .
یکی از چالشهای واقعی با قوانین موسیقی کلاسیک شناخته شده همین است که اصولی خشک و غیر قابل انعطاف را در نگاه نخست نمایان می سازد . به گونه ای که، چنانکه نوازنده بخواهد از دایره مرسوم بگذرد و حس درونی خود را با نتها همگام سازد ، قواعد بر احساس چیره می شوند و به روشنی نمایان است که پارتیتور به غیر از  " دیز و بمل " های گام دیاتونیک یا کروماتیک ؛ " نوانس " و " ضربها " و نتها نمی تواند عنصر دیگر بشری را در برگیرد و از همین روست که ماشین نمی تواند جانشین انسان در نواختن یا خوانش شود .چرا که زیبایی اجرا به حس نوازنده و خوانشگر  ؛ وابسته است  .
در نگاشته دیگری به این عنصر انسانی در اجرا خواهیم پرداخت  .
(c)
 تمامی حقوق این نگاشته برای اینجانب  رابعه  رضوی  علوی محفوظ است و برداشت از آن  بدون ذکر منبع و نگارنده ، ممکن نخواهد بود .
**************************************************
نقش حس در اجرا - بخش پایانی- نهادهای آموزشی
نویسنده : رابعه رضوی
 Rabeah Razavi  
ساعت ٧:۴۶ 
 روز ۱٩ مهر ۱۳٩۱
کلید واژه ها :
lang mordent، triller 
روشهای آموزشی، آراینده ها
 
درود بر یاران . 
در نگاشته پیشین از نقش عنصر "حس " در موسیقی گفتیم و این که برای یک نوازنده یا خوانشگر به جز اجرای درست" نتها"  و" نوانس" ها و "کشش" ها و "سکوت" ها  ، وجود این ویژگی نیز بر" قدرت اجرایی" او می افزاید و به او یاری می رساند . 
برای نمونه اگر دو خوانشگر را که هر دو یک قطعه همانند را می خوانند با یکدیگر مقایسه کرده و "توان اجرایی "هر کدام  را بسنجیم به دو دیدگاه می رسیم : 
 
 
 
 
1. کدام یک قطعه را بدون کوچکترین  کم و کاست  اما بی نهایت خشک و مکانیکی خوانده است ؟
2 . کدام یک همان قطعه را با همان زیبایی خوانشگر نخست اما با حس درونی و هنرمندانه خویش خوانده است؟
 
 
این پرسش دوم، کلید پاسخ به پرسش مهمتری هم هست  و آن تفاوت ماندگاری نام دو خوانشگر یا نوازنده است . این یک" امضای هنری" است.
چه بسیار نواگرانی که خوش آوا یا خوش نوایند اما نامی از آنان در جهان موسیقی بر جای نمی ماند . راز ماندگاری در همین " حس فردی " است که در هر انسان هنرمند با آن دیگری متفاوت است . باید آن را یافت و پرورش داد. . از" یکسان ساختن" همه نوازندگان یا خوانندگان - در مقوله آموزش موسیقی - هیچ حاصل نخواهد شد . 
شاید اگر نوازنده یا خواننده به این حس درونی برسد روند آموزش او در موسیقی - که من معتقدم آن را هیچ پایانی نیست - شتابان  شود  ، او زودتر میوه هنر خویش را می بیند. 
اما آموزش دهنده نیز باید به تمامی  روشهادر انگیزش و پرورش این خود درونی آشنا باشد . 
یکی از ایرادهای وارد به روشهای آموزشی ویرانگر این حس برخورد با نوازنده یا خوانشگر به عنوان یک ابزار اجرا  و نه یک هنرمند است .
گرچه این امر نباید دستاویزی برای نادرست اجرا کردن قطعه شود .
**********
 
نتها آراینده هایی دارند که از آن جمله : " تکیه " ؛ " تکیه دوگانه" و " مد / ~  " و " شکسته
  (Mordent & Lange Mordent )   و (Triller*) است .
 از آن جایی که نوازندگان کمی در اجرای آراینده ها مهارت کافی دارند ، این  تفاوت را به روشنی در همین آراینده ها می بینیم و می شنویم . 
در نگاشته دیگری به این " آراینده ها " و " فورم ها " در موسیقی "فولکوریک" خواهیم نگریست  که تفاوت را افزونتر دریابیم . 
(* . tr )
(C)
 تمامی حقوق نگاشته برای اینجانب   رابعه  رضوی  علوی ( عسل ) محفوظ است 
********************************************************
 
 
 
آراینده ها( Ornamentik)
 چیستی و گونه ها - بخش نخست
نویسنده : رابعه رضوی
 Rabeah Razavi 
 ساعت ٧:۵۸
 روز ۱۶ آبان ۱۳٩۱
ornamentik، melismen
درود بر یاران . 
اگر از نگاشته پیشین به یاد داشته باشید، گفتیم که نقش آراینده ها در شناخت نواگر ماهر از آن دگری بسیار مهم است . چه بسا مهارت و هنرمندی و " تکنیک " در چگونگی نواختن آراینده ها  یا خواندن آن  نمایان می شود 
واژه " Ornamentik" ( آراینده) همراه با  واژه دیگری نیز این مفهوم را می رساند و آن" Melismen "  زینت  است . یک نشانه آشنا برای آراینده ها  کوچک تر از اندازه نگاشته شدن آن بر میزان است که در تئوری موسیقی با چگونگی به کارگیری آنها آشنا شده ایم . اما برای مرور باید گفت که این نشانگان یا نتهای کوچک به همراه یک " متیو " به کار می روند . این متیوها  نقش بسیار مهمی در زیباتر و شنیدنی تر شدن قطعه ایفا می کنند .
در مورد خواننده یکتا ( Solo)  خواندن این نتها ؛ خود به تنهایی یکی از  دلایل مهارت خوانشگر و نمایانگر  زبردستی در مهارتهای فردی و تکنیک آوازی اوست . 
نیاز به گفتن نیست که هرچه موسیقی  باختر  ساده و بی پیرایه است در مقابل موسیقی  خاور  و به ویژه  خاور میانه  سرشار از نتهای زینت و آراینده است . چه بسا  این آراینده ها افزونتر از قطعه اصلی هستند  . نتهای میزانها در موسیقی دستگاهی بسیار پیچیده تر هم می شوند و تمیز دادن خط ملودی اصلی را در هاله ای از ابهام می برند که گرچه بسیار زیباست اما برای نگاشتن و تطبیق و هم ترازی آن با استانداردهای جهانی باید زمان بسیار صرف کرد .
این بخش از موسیقی ؛ بوم نقاشی یک آهنگساز است . به بیانی تمامی خلاقیت او در نتهای زینت و آراینده ها ؛ نمایان است و جدا از خطوط " ملودی " اصلی و هارمونی بر خاسته از هم آوایی نتها ، نتهای زینت و متیوهایی که آن را حمل می کنند ؛ این همه را به شنونده خواهند رسانید و نواگر و خوانشگری موفق و خوش نوا و آواست که تمامی این ظرایف  را به روشنی ادراک کند . و سپس با مهارت بخواند یا بنوازد .  
تکیه : همان نت چنگی که خطی اریب بر پرچم دارد و ارزش زمانی متغیر از نیم تا 2/3 نت اصلی را شامل می شود و روبروی نت اصلی قرار می گیرد . بر دو گونه " کوتاه و کشیده " است که کوتاه آن متداولتر است . 
تکیه دوبل : شکل کوچک شده ای از " دولاچنگ " است . اما دولاچنگ نیست و نامش تکیه دوبل بوده و نشانگان آن پیش از نت اصلی با خط اتصال کوچکی میان دو تن مختلف آن نمایان می شود .
( این نکات تکرار و از  تئوری است )
 قلاب (~ ) : نت دیز نهاده شده پایین نشانه مد (# ) و نت بمل نهاده شده بر بالای مد ( قلاب )  به معنی نواختن نت بالای  آوایینه اصلی بمل و نت پایین آوایینه (tone) دیز است . برای نواختن یا خواندن مد باید نخست نت اصلی را نواخت یا خواند ؛ آنگاه نت " قلاب شده " را اجرا کرد . قلاب بدین سان پس از نت اصلی قرار می گیرد و نه پیش از آن . گرچه هنگام نگاشته شدن بر خطوط میزان  ؛ این نشانه را درست "بالای نت اصلی  "می بینیم و می نگاریم 
پ . ن : از بینشگران این سراچه می خواهم مطالب این وبلاگ را از سال 1381 تا کنون به ترتیب سالها مرور کنند و در کنار آموزشهای تئوریک از رهنمودهای اساتید " سلفژ " و " هارمونی " خویش نیز بهره جویند واگر می پندارند همه این نکات را می دانند و نیاز به آموزش ندارند ، دیگر به این سمت وسو گام ننهد .این وبلاگ ؛ به هدف همگانی کردن آموزش رایگان "مبانی سلفژ و تئوری موسیقی " طراحی شده است و هیچ گونه هدف مالی و مادی و سودجویانه ای نداشته و نخواهد داشت 
با این همه برداشت کلی و جزیی از نکات   و" واژه ها" و "شیوه نگارشش" حتی با ذکر منبع ؛ ممنوع است .
 سپاس از همگامی شما
در نگاشته دیگری به 3 گونه زینت و آراینده متداول دگر اشاره خواهیم کرد
************************************************************************
آراینده ها - بخش پایانی 
 آغاز باب هفتم  - هارمونی و پیوندهای آن - دیباچه
نویسنده : رابعه رضوی rabeah Razavi 
ساعت ۸:٢۱ 
روز ۱٢ آذر ۱۳٩۱
کلید واژه ها :
 آراینده ها ، سرآغاز باب هارمونی و پیوندهایش،  رابعه رضوی 
 فورم در موسیقی
 
درود بر یاران .  
به چند نشانه دیگر آراینده در این نگاشته خواهیم نگریست و سپس باب تازه ای را خواهیم گشود که از اردیبهشت ماه امسال نگاشتنش به تاخیر افتاد و آن  مقوله گسترده هارمونی و سپس پولیفونی  است . این بخش بسیار دشوار و دانستنش برای تمامی نواگران و خوانشگران ،  بی نهایت سودمند خواهد بود و آهنگسازان را در یادگیری پایه های این دانش  و ساختن قطعات زیباتر ، یاری می رساند .
و اما 3 نشانه پایانی  " نتهای زینت  یا آراینده ها " عبارتند از : 
 
شکسته پایین (Mordant)
  از این نشانه هنگامی بهره گرفته می شود که می خواهند  " آوایینه " را به قدر یک نت ، بم  کرده و دگر بار به آوایینه اصلی بازگردانند . 
                                  ***
 شکسته بالا / ( Lange - Mordant) 
از این نشانگان همان گونه که در شکسته پایین برای بم شدن آوایینه اصلی بهره گرفته می شد  استفاده می شود با این تفاوت که بم شدن نه یک بار بلکه چند بار پیاپی صورت می گیرد و دگر بار نت به آوایینه اصلی خود باز می گردد . 
                                      ***
( .Triller/ tr }
درست در مقابل یک نت ؛ آوایینه را بالا می برد و دگربار به جایگاهش باز می گرداند .
( این نشانه در مقابل شکسته است)
کار این نشانه ، دگرگونی شتابان است . به بیانی علامت که بر خطوط میزان گسترده گاه تعداد نقطه هایش بسیار افزونتر می گردد ؛ برای تغییر ناگهان و سریع کاربرد دارد. از بالای " آوایینه و نت اصلی " آغاز می گردد و ادامه می یابد 
                                     ***
 اما در این جا؛ کار بازنگری  آموخته شده ها  را پایان می دهیم و دگر بار به نگاشته هایمان در باب هارمونی و 7 ماه پیش از این باز می گردیم .  
اگر به یاد داشته باشید ؛ در وبلاگ " وکالیست سوپرانو " ؛ تا مدتها به مقوله " هارمونی و چیستی و چگونگی و تعاریف آن از نگاه اساتید گوناگون " پرداختیم که همگی در " باب مبانی هارمونی " آمده است . 
اما از این نگاشته به بعد به گونه ای ریزبینانه تر ؛ به چند مقوله مرتبط می پردازیم ؛ که عبارتند از :
 " فورم " ، " ملودی " ، " هارمونی " و "فواصل " 
 ادامه مبحث "پیوند آکوردها " 
" کادانس یا پایان دهنده ها"  ،  "واریاسیون ها "، "مدلاسیون ها" و غیره 
گرچه این روش چندان در آموزش هارمونی مرسوم نیست ، اما باید گفت برای کاربردی تر شدن این مفهوم آکادمیک ؛ چاره ای جز بررسی همزمان برخی نکات باقی نمی ماند .
 
                            "     نخست -   فورم در موسیقی  "
  به مجموعه همراهی کننده با ملودی و ریتم قطعات ؛ که در " فراز - نشیب " قرار می گیرند ؛ که به ترتیب" خط ملودی بالا رونده - پایین رونده" ای دارند و چنان که گوش موسیقایی تربیت یافته ای داشته باشیم ؛ به روشنی این فراز و نشیب ها را حس می کنیم 
شکل و شیوه و لباس ملودی در اینجا ؛ " فرم " نام می گیرد که قانون پوشش آن با توجه به نوع ملودی متفاوت است و اصل بر چندگانگی آن است که به زیباشناختی و فلسفه هنر و موسیقی مربوط است اما معیار خاصی ندارد و به بیانی با توجه به خاستگاه قطعه تفاوت می کند . 
در نگاشته آینده به " فرم " و ساختار آن در قطعات " افزونتر خواهیم نگریست . 
زین پس نگاشته های این سراچه ، اندکی دشوارتر خواهد بود و امید آن که یاران چونان همیشه ؛ مرا از 
راهنمایی های ارزشمند خویش  بی بهره نگذارند .
************************************************************************
علم هارمونی 
بخش اول - بررسی فورم در موسیقی ملی و فولکوریک(1) - موتیو
نویسنده : رابعه رضوی
 Rabeah Razavi 
 ساعت ۵:۳٧ ‎
 روز ٢۵ آذر ۱۳٩۱
کلید واژه ها :
phrase &   motive
جهش ، موتیو ملودیک ، جنبش
 
 
درود بر یاران .
زین پس هر دو هفته یکبار ، نگاشته های پیوسته با دانش هارمونی و هوموفونی و پولیفونی را خواهم نگاشت .
 با توجه به گسترده بودن آن باید از فورم به هارمونی و آنگاه آکوردها ، بنگریم .  
 
 
. در مورد موسیقی ملی یک اصل مهم وجود دارد و آن شکل دهی نتها بر روی خطوط حامل است . 
نام آن را " نقاشی نت " می نهیم. 
آوایینه ها به چند گروه ساده تقسیم می شود و آنگاه به "بالا و پایین روندگی نتها " به گونه "کروماتیش " می نگریم 
انگار نتها یکی پس از دیگری این فراز و نشیب کم دامنه را تجربه کنند . 
نمونه : 
C- #C- D - #D - E - Eb - D- Db - C
دو -  دودیز - ر - ر دیز - می - می بمل - ر - ربمل - دو
این نمونه  می تواند کروماتیش را نمایان سازد . 
باید توجه شود که نتها را بنگارید نه آکوردهای دو و دو دیز و ...  و با میزانهای 4/4 و 3/4 و 2/4،  جداگانه بخوانید. 
2
 در جهش نتها : که بالا روندگی و پایین روندگی  با دامنه بیشتر است . 
 2/4
 (C - E ( UP 
      (G -E  ( DOWN
 
 
  phrase .  3 
که آمیزه ای از دو ویژگی کروماتیش ( پلکانی ) و جهش است .
C - D - E - F - A - F - D - F -G - E - C
دو - ر  - می - فا - لا - فا - ر - فا - سل - می - دو
اینجا زنجیره نتهای نقاشی شده را تا بدانجا که ره به خیال آهنگساز برد،  می تواند گستراند . 
چه بسا این خود یکی از پایه های مهم آهنگسازی است که با دو شیوه ساده جهش و کروماتیش یا  پویش پلکانی ، نتها بر خطوط میزان یک  موتیو ، شکل گیرد . 
موتیو واژه ای لاتین در مفهوم " پویش و حرکت و جنبش " است و از پیوستن این جنبش و پویش نتها با  ریتم ،نخستین ملودیها شکل می گیرد . 
پایه و اساس ساخت ملودی است و اگر آن را به نیکویی بشناسیم با پیوستن آکوردها در مبحث وصل آکوردها و با شناخت گستره آوایی مجاز برای هر بخش صدایی ( سوپرانو - تنور و آلتو و باس ) و سپس افزودن سازها ( با توجه به گستره نتهای هر ساز )، ساخته موسیقایی و قطعه ای در خور و شایسته را خلق خواهیم کرد . 
تفاوتهای میان جنبشها و تکانه ها ( موتیوها ) وجود دارد که بدین گونه شناخته می شوند : 
نبض تکانه  و جنبش ( موتیو متریک ) یا ریتمیش موتیو  که ضربهای نتها را نمایان می کند 
1 و 3 و2   و  1
 
نوای  جنبش یا موتیو ( موتیو ملودیک ) : نشانگر  زنجیره آوایینه های تکانه  موتیوهاست . 1-2-3 ( در تریوله )   
 1  - 2 ( در نتهای سیاه  میزان)
تاکت موتیو ؛ میزانها را نشان می دهد . 
برای نمونه : 
C8  F  C  B  D  F  D 
دو اکتاو بالاتر ، فا ، دو، سی ، ر ، فا ، ر 
 همگی به جز دو اکتاو ، با کشش  دولاچنگ  نوشته شوند .
همه را با یک خط اتصال بهم پیوسته و در یک میزان 4/4 جای دهید .
این میزان نمای تکانه  یا  همان "تاکت موتیو" است . 
در حقیقت  از "ترکیب موتیوها "ست که "تاکت موتیو " ساخته می شود . 
موتیو هر یک از  همین نتها ست اما جدا و دور افتاده از هم .
 ( دو ) به همراه فا و دوی دولاچنگ و یا سی - ر - فا -ر با هم  ولی جدا از گروه اول  و همگی دولاچنگ. 
در نگاشته پسین به تیل موتیو و سکونتس که تکرار را نشانگر است و رابطه آن با فورم می نگریم .  
 عریضه منفصل : خوش باد یلدای باستانی  کهن دیارمان از پس این شامگه تار
************************************************************************
تیل موتیو / سکونتس / هالب ساتس / فراز /فول ساتس و نقش آن در شکل گیری میزانها 
نویسنده : رابعه رضوی
 Rabeah Razavi 
 ساعت ٩:۴٧ 
 روز ۶ دی ۱۳٩۱
تیل موتیو teilmotive، سکونتسsequenz، phrase، هالب ساتس halbsatzکلید واژه ها  : 
 

مشخصات

  • منبع: http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir/post/26
  • کلمات کلیدی: نگاشته ,موسیقی ,هارمونی ,میزان ,واژه ,نتها ,نویسنده رابعه ,برای نمونه ,رابعه رضوی ,razavi   ساعت ,کلید واژه ,رابعه رضوی  rabeah ,نویسنده رابعه رضوی  , 
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها